اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

477

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

خود جنگيد و عبيد الله بر وى پيروز شد و او را دستگير كرد و ( چندى ) در آسايش و خوشى و آبرومندى نزد وى ماند و سپس او را از راه دريا فرستاد و توشه وى را تا رسيدن به عراق فراهم ساخت و خالد مىگفت : از هيچكس چنان سپاسگزار نشدم كه از عبيد الله بن سرى ، راستى كه با من هر گونه نيكى كرد ، جز آنكه مرا از راه دريا فرستاد . عمر بن فرج در ناحيه سفلاى مصر اقامت گزيد تا موسم حج رسيد و ابن جروى او را تا مكه بدرقه كرد . خبرگزار خراسان نوشت و گزارش داد كه طاهر بن حسين در روز جمعه منبر رفته و براى مردم خطبه خوانده و براى امير المؤمنين دعا نكرده است . پس مامون شبانه احمد بن ابى خالد را خواست و به او گفت : مرا به سه ميليون درهم كه از طاهر گرفتى فروختى . گفت : من خودم نزد وى مىروم و امر او را كفايت مىكنم . پس او را فرمود تا بار سفر ببندد ، و سپس نامه طاهر به احمد بن ابى خالد رسيد كه از وى خواسته بود تا محمد بن فرخ عمركى را كه طاهر از همه كس بيشتر او را دوست مىداشت و بوى اعتماد داشت ، نزد وى فرستد ، پس احمد بن ابى خالد به مامون گفت : اى امير المؤمنين ، محمد بن فرخ عمركى همانچه را من بايد انجام مىدادم ، انجام مىدهد ، پس چندين تيول بوى داده شد و مالى فراوان جايزه گرفت و رهسپار خراسان شد اما ماهى نزد طاهر نماند كه درگذشت و گفته مىشود كه برادرزاده عمركى او را زهر خورانيد و كشت . طاهر بن حسين در سال 207 در چهل و هشت سالگى بدرود زندگى گفت و مامون حكومت خراسان را به پسرش طلحة بن طاهر داد و احمد بن ابى خالد را با سپاهى كه همراه وى ساخته بود گسيل داشت تا به خراسان آمد و افشين حيدر بن كاوس اشروسنى و عده اى از شاهزاده گان خراسان را همراه وى آورد .

--> [ 1 ] ن : همراه وى آمدند .